سریال زیبا و اثرگذار «مختارنامه» به منزل چهلم و پایانی رسید.

درباره‌ی مختارنامه بسیار گفته‌اند و در اینجا قصد تکرار مکررات را ندارم. تنها می‌خواهم از زاویه‌ای خاص به آن بپردازم که کمتر مورد توجه بوده است.

یکی از جنبه‌های مهم این سریال، پرداختن به بخشی از تاریخ گذشته‌ی ایران و ایرانیان است.
در این زمینه با توجه به قصد اولیه‌ی جناب میرباقری جهت ساخت سریال سلمان فارسی می‌توان تا حدودی به دغدغه‌های ایشان نزدیک شد.

ایشان در اثر پیشین خود، مسافر ری هم که به دوران امام هادی (علیه السلام) و هجرت جناب عبدالعظیم حسنی به ری مربوط می‌شد؛ باز به نحوی به بخشی از تاریخ گذشته‌ی ایران و ایرانیان پرداخته بودند.
در این مقال قصد پرداختن به جفای بزرگی که در آن اثر، جناب میرباقری عزیز درحق تورکها نموده بودند ندارم. به اجمال به همین مختصر بسنده می‌کنم که در مسافر ری، اقوام مختلفی که بعضی‌شان هنوز در عصر حاضر نیز جزو برادران و خواهران اهل سنت هستند، به عنوان دوستداران و طرفداران اهل بیت نمایانده شده بودند و در این بین تنها تورکها بودند که نقش منفی را داشتند. درحالی که به گواهی تاریخ، متوکل عباسی که حرم حضرت اباعبدالله را تخریب کرد، توسط همین تورکها کشته می‌شود و کسی را که جانشین او می‌کنند به بسیاری از سختگیریهای وی نسبت به شیعیان پایان می‌دهد و از جمله یکی از اقدامات او بازگرداندن فدک به اهل بیت بوده است.

بگذریم. برنامه‌ی هنگام درنگ، که برنامه‌ای تحلیلی بود و جمعه شب‌ها پس از سریال مختارنامه روی آنتن می‌رفت؛ در نیمه‌ی اسفند 89 میزبان جناب دکتر علی اکبر ولایتی بود و موضوع برنامه نیز «نقش ایرانیان در قیام‌های بعد از عاشورا بویژه قیام مختار» بود. ایشان در آن برنامه به روایت تاریخی جالبی اشاره فرمودند:
«... موقعی که ابن اشعث از جلوی سپاهیان مختار گریخت. رفت به بصره به نزد مصعب ابن زبیر که حاکم بصره بود. و در اونجا در توصیف نیروهای مختار که اینها کی‌اند، چه جوری مختار قیام کرده و این کار رو کرد گفتش که این نیروها «التورک و الدیلم» یعنی ترکیبی از تورک و دیلم....»

حال با توجه به تغییری که سازندگان مختارنامه در نام ابوعمره‌ی کیسان داده بودند و آن را به صورت کیان ایرانی در آورده بودند تا با تعریف خود آن را ایرانی‌تر کنند؛ و نیز با توجه به نام یاران جناب کیسان، مهران و یزدان و ... سؤال بنده از جناب میرباقری این است که این تورک‌های قیام مختار کجا بودند؟
البته از حق نگذریم که در قسمتهای ابتدایی سریال، شخصیتی به اسم بهرام رنگرز وجود داشت که به دیلمی بودنش اشاره‌ای شد و شاید گریم یاران ایرانی مختار که چیزی بین چهره‌ی سربازان هخامنشی تخت جمشید و چهره‌ی مرحوم میرزا کوچک خان را تداعی می‌کردند نیز اشاره‌ی دیگری به دیلمیان داشت.

---------------------------------------

پی نوشت1: همانطور که در صدر مطلب هم اشاره کردم در اینجا صرفا از زاویه‌ای خاص به مختارنامه پرداختم. لذا خدمت دوستانی که احیانا نظرشان این است که در مقابل جنبه‌های مهم دیگر سریال باید این چیزها را نادیده گرفت عرض می‌شود که حالا چه ما چنین اجحافهایی را نادیده بگیریم و چه نگیریم چه توفیری می‌کند؟

پی‌نوشت 2: از همین زاویه می‌توان به جانستان کابلستان هم پرداخت. اجمالا همین را عرض کنم که جناب امیرخانی عزیز شهر اورومچی چین را که مرکز ترکستان شرقی است به نفع زبان فارسی مصادره فرموده‌اند. شرح این درد باشد شاید وقتی دیگر ....

پی نوشت3: دردآور اینجاست که هردوی بزرگواران میرباقری و امیرخانی به لزوم وحدت فرامی‌خوانند ولی ...

پی نوشت4: به دعای خیر دوستان، پای سفره‌های افطار نیاز مبرم داریم.