آن روی که مالند در آن سم سمند


حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

این دو بیت، شاهد تفالی بود که چند شب پیش، بعد از زیارت عاشورا به دیوان لسان الغیب زدم.
نمی دانم اینها که می نویسم حسب حال می شود یا نه.
چند وقتی بود که لپ تابم ناخوش احوال بود. ماجرایش را شاید اگر فرصتی باشد همین جا نوشتم.
اما این مدت توفیق اجباری دست داد که بیشتر با خانواده باشم و توی خانه سرم توی لپ تاب نباشد.

توی این اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت که دل و دماغ برای آدم نمی ماند.
فکر می کنم الان پاییز است. فصل تقویمی را نمی گویم. به نظرم زمستان سختی در پیش باشد.
اما برای آمدن بهار راهی جز عبور از زمستان نیست.
شاید این روزها کسانی که از هرم گرمای تابستان به ستوه آمده بودند از خنکی باد پاییزی سر حال آمده باشند اما پاییز آرام آرام خودش را به شب یلدا و سرمای استخوان سوز می رساند نه یکباره.

چهار پنج ماهی است ساکن مسکن مهرمان شده ایم. تخفیف‌های مالیاتی که به دستور رئیس جمهور پیشین داده شده بود پس گرفتند تا زیادی از خانه دار شدنمان خوش خوشانمان نشود.

بگذریم. خود غزل این بود که عجیب عاشورایی است:

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند

که به بالای چمان از بن و بیخم برکند

حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا

که به رقص آوردم آتش رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینه حجله بخت

مگر آن روی که مالند در آن سم سمند

گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می‌باش

صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند

مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد

شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند

من خاکی که از این در نتوانم برخاست

از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند

باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ

زان که دیوانه همان به که بود اندر بند


در این روزها و شبها خیلی خیلی محتاج دعای خیر دوستانیم.

برام جالبه

امسال اميرحسين مي خواد بره پيش دبستاني.

اين روزها تبليغات رنگ وارنگ دانشگاهها براي پذيرش بدون آزمون دانشجو برام خيلي جالبه.

مخصوصا كه مهد كودكها و پيش دبستاني ها به شدت رفتند توي كار گزينش، مصاحبه، تست روان شناسي،‌ تست هوش، تست شخصيت و ...


در خانه اگر كس است ...

اين دولت شعارهاي انقلاب را مطرح كرد

برجسته كرد

سر دست گرفت

و به آنها افتخار كرد.

قورباغه آب پز

ابتدا ديگ را تا نيمه از آب سرد پر مي‌كنند. سپس قورباغه را در ديگ آب مي اندازند. ديگ را روي شعله نسبتا ملايم آتش مي گذارند تا آب به تدريج بجوشد. اگر شعله آتش شديد باشد، قورباغه از ديگ بيرون مي پرد. اگر حرارت خيلي ملايم باشد نيز قورباغه آب پز نمي‌شود.

قورباغه بدون اينكه عكس العملي نشان دهد ، آب پز مي شود.
از قورباغه آب پز در مديريت استفاده مي شود
.


------------------------------

از صميم قلب اميدوارم تحليلم نسبت به نتايج انتخابات و عكس العمل اصلاحاصولطلبگرايان اشتباه محض باشد.


 

كدام نامزد محترم عذرخواهي خواهد كرد؟

بيانات در ديدار مسئولان و كاركنان قوه‌ى قضائيه‌

۱۳۹۲/۰۴/۰۵

من در مورد اظهاراتى هم كه نامزدهاى محترم در تلويزيون كردند -  قبل از انتخابات عرض كردم - عرايضى دارم؛
فعلاً خيلى مجال نيست انسان تفاصيل را بگويد؛ ليكن يكى از حرفهاى ما همين است.
بله، نقاط ضعفى وجود دارد، اما نقاط قوّت را هم بايد ديد.
دولت كنونى هم نقاط قوّت فراوانى دارد، گيرم نقاط ضعفى هم وجود دارد.
كدامِ ما در كار كردمان، در عملمان، نقطهى ضعف نداريم؟ نقاط قوّت را هم بايد ديد.
كارهاى مهمى در كشور انجام گرفته است. خدماتى كه شده، كارهاى زيربنائىاى كه انجام گرفته، سازندگىهائى كه انجام گرفته، اينها را نبايد نديده گرفت.
اينها در اظهارات نامزدهاى محترم، در برنامههاى دو سه هفتهاىِ تبليغات انتخابات، غالباً نديده گرفته ميشد.
چقدر خوب بود وقتى كه مثلاً معضل اقتصادى را بيان ميكنند، گرانى را بيان ميكنند، تورم را بيان ميكنند - كه البته اينها واقعيت هم دارد - در كنارش كارهائى كه انجام گرفته است، زحماتى كه كشيده شده، اينها را هم بيان ميكردند. اينجور برخورد كردن، انصاف است. انسان بايد هم جهات مثبت را ببيند، هم جهات منفى را ببيند.
البته بديهى است كسى كه خود را به مردم عرضه ميكند، اشكالات موجود را مىبيند، به مردم هم ميگويد، اين ايرادى ندارد؛ اما در اين زمينه نبايد مطلق نگاه كرد و فكر كرد؛ نقاط مثبت هم بايد گفته شود، نقاط منفى هم گفته شود.

-------------
نمي دانم آيا انتظار زيادي است از نامزدهاي محترم كه پس از اين اظهار نظر صريح مقام عظماي ولايت از محضر ايشان و ملت عذرخواهي نمايند؟
قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ

بار خدایا به گوش، کی رسد آوای تو

ای دل شیدای ما گرم تمنای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

 

گرچه نهانی ز چشم دل نبود ناامید

می‎رسد آخر به هم چشم من و پای تو

 

زاده نرگس تویی دیده چو نرگس به ره

مانده که بیند مگر لاله حمرای تو

 

تیره بماند جهان نور نتابد ز شرق

تا ندهد روشنی روی دلارای تو

 

این همه نو دولتان غره به جاه و جلال

کاش کند جلوه‎ای غره‎ی غرای تو

 

باش که فرعونیان غرق ستم ناگهان

خیره شود چشمشان از ید بیضای تو

 

از بشر بت‎پرست جد تو بتها شکست

بت شکن آخرست همت والای تو

 

گوش بشر پر شده‎ست از رجز این وآن

بار خدایا به گوش کی رسد آوای تو

 

سوخت ضعیف از ستم پای بنه در میان

تا بکشد انتقام دست توانای تو

 

نور خدایی چرا روی نهان می‎کنی

کس نکند جز خدای حل معمای تو؟

 

شه صفتان را کنون تصفیه‎ای در خورست

وین نکند جز به حق طبع مصفای تو

 

ظلم به شرق و به غرب چون به نهایت رسید

عدل پدید آورد منطق شیوای تو

 

گو همه دجال باش روی زمین کز فلک

هم قدم موکبت هست مسیحای تو

 

دفتر ایام را معنی و لفظی نبود

هر ورقش گر نداشت پر تو امضای تو

 

نیمه شعبان بود روز امید بشر

شادی امروز ماست نهضت فردای تو



     فرهاد ناظرزاده کرمانی

جبهه‌ی سپاس

پیام به مناسبت حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است كه به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ‌ناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

اینجانب با خشوع و خاكساری در برابر لطف و رحمت خداوند حكیم و علیم، جبهه‌ی سپاس بر زمین می‌سایم و خود و شما را به ذكر و شكر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم.


-----------

پي نوشت: فرازي از دعاي ندبه:

و جرى القضاء لهم بما يرجى له حسن المثوبه اذ كانت الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين و سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولا و لن يخلف الله وعده وهوالعزيزالحكيم.



معيار

يك جمله هم خطاب به نامزدهاى محترم عرض ميكنيم. نامزدهاى محترم در اين برنامههاى عمومى، خب زبان به نقد و انتقاد باز ميكنند؛ اين حق آنها است؛ ميتوانند از هر چيزى كه مورد انتقاد آنها است، انتقاد كنند؛ منتها توجه كنند كه انتقاد بايد به معنى عزم و نيت براى پيمودن آيندهى پرتلاش و افتخارآميز باشد، نه به معناى سياهنمائى و منفىبافى و بىانصافى؛ به اين نكته توجه كنند. من به هيچ كس نظر ندارم. از همين ساعت، رسانههاى بيگانه با غيظ و غرضورزى خواهند گفت: فلانى نظر به زيد يا به عمرو يا به بكر يا به خالد داشت. اين، خلاف واقع است؛ من به هيچ كس نظر ندارم؛ من حقايق را عرض ميكنم. من به برادرانى كه ميخواهند اطمينان اين مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصيحت ميكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، ليكن انتقاد به معناى سياهنمائى نباشد؛ به معناى انكار كارهاى بسيار برجستهاى نباشد كه چه در اين دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و كسانى مثل خود آنها سر كار آمدهاند و شب و روز تلاش كردهاند و آن كارها را انجام دادهاند. انتقاد به معناى انكار جهات مثبت نيست؛ انتقاد اين است كه انسان كار مثبت را بگويد، نقص و ضعف را هم بگويد. امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بيايد، احتياج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دورهى مسئوليتهاى مختلف دولتها، هزاران زيرساخت اساسى براى اين كشور به وجود آمده است؛ علم پيشرفت كرده است، صنعت پيشرفت كرده است، كارهاى زيربنائى پيشرفت كرده است، امور بسيار مهم در زمينههاى مختلف برنامهريزى و اجرا شده است؛ اينها را نبايد از دست بدهند؛ هر كارى ميكنند، بايد از اينجا به بعد باشد. اين همه كار را نميشود فقط به بهانهى اين كه امروز مشكلات اقتصادى داريم، گرانى و تورم داريم، انكار كنيم؛ اين كه درست نيست. بله، مشكلات اقتصادى هست، تورم هست؛ انشاءالله آن كسى كه بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل اين مشكلات باشد، اين گرهها را هم باز كند؛ اين كه آرزوى ملت ايران است؛ اما اين معنايش اين نباشد كه اگر ما يك راه حلى براى مشكلات در نظر خودمان داريم، همهى آنچه را كه امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انكار كنيم. بعد هم وعدههاى نشدنى ندهند. من به نامزدهاى گوناگون عرض ميكنم جورى حرف بزنيد كه اگر در خرداد سال آينده نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند يا پخش كردند، شرمنده نشويد؛ جورى وعده بدهيد كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشيدند، مجبور نباشيد تقصير را گردن اين و آن بگذاريد كه نگذاشتند، نشد. كارى را كه ميتوانيد انجام دهيد، وعده بدهيد.

بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی


رجب آمد

1- رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را مى‌خواند:

{اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَ شَعْبانَ،
وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ،
وَ اَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَ الْقِیامِ،
وَ حِفْظِ اللِّسانِ،
وَ غَضِّ الْبَصَرِ،
وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛

خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان
و ما را به ماه رمضان برسان
و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زنده دارى
و نگهدارى زبانو پوشیدن چشم
و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.}


2- يادتان هست آقا چند وقت پيش بود اين فرمايشها را داشتند:

{

حضرت آيت الله خامنه اي در جلسه درس خارج فقه، ذيل بحث موارد استثنا از حكم حرمت غيبت، در پاسخ به سؤالي پيرامون صدق غيبت در مواردي چون نوشته، وبلاگ يا ضبط صوت و تصوير و انتقال آن، به نكات مهمي اشاره فرمودند. اين بخش از بيانات معظم له به شرح ذيل است:

اين كه اصلا اين كار {غيبت} جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نمي شود به طور مطلق يك چنين چيزي را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون مي خواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدي را، عمري را يا يك جرياني را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كساني كه اين كارها را مي كنند، خيلي اوقات به غيبت هم اكتفا نمي كنند؛ خب، ملاحظه مي كنيد ديگر. گاهي چيزهايي را مي آورند كه معلوم نيست حد غيبت بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افترا است، مصداق قول به غير علم است. مصداق سب و شتم است؛ نمي شود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين، اين جايز است براي او، نه؛ موارد استثنا همان مواردي است كه {در كتب فقهي} ذكر شده است.

منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خيلي مهم است. واقعا يكي از چيزهايي كه ما همه مان {بايد توجه كنيم} به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هرچه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعني خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنيدن حرف است. استماع غيبت شامل همه اينها مي شود؛ يعني ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلماً. شنيدن به گوش خصوصيتي ندارد، خواندن نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تاكيد كرديم و عرض كرديم.

خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطايي را از كسي ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جايي نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقي مي كند؟ يعني بايستي واقعا به اينها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقي كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راههاي ديگري هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض مي كنم. فضلا از تهمت و افترا و اينها.

بنده يك وقتي به يك مناسبتي در يك صحبت عمومي عرض كردم به مردم كه قرآن كريم مي فرمايد: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ يعني وقتي افك را شنيديد چرا به همديگر حسن ظن نداشتيد؟ يعني از اول رد كنيد افك را. {اگر} آمدند به يك نفري تهمت زدند، يك چيزي را گفتند- حالا يا با عنوان تهمت يا به عنوان غيبت- چرا قبول مي كنيد؟؛ ببينيد اين كلمه «لولا»ي تحذيريه در قرآن و در كلام عرب خيلي معناي وسيعي دارد، فقط معنايش «چرا» نيست، كه ما بگوئيم چرا اين كار را نكردي. چراي با تاكيد است. يعني آه، واي، چرا؛ معناي «لولا» اين است؛ تحذيريه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم {خيرا}»؛ يعني چرا به هم ظن نيك نداريد، چرا به هم حسن ظن نداريد. تا فورا كسي آمد، شما بگوئيد بله، احتمال درستي اش هم اگر بود، آدم به صورت يقين آن را نقل بكند. اين درست نيست، اين ممنوع است. اين چيزي كه امروز مورد ابتلاست در جامعه ما، از همان چيزهايي است كه بايست از همين ادله غيبت بفهميم كه درست نيست؛ اين وضعي كه وجود دارد درست نيست.

البته انتقاد منطقي، گفتن حرف صحيح اين قدر حرفهاي آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلا هم غيبت نيست، و مي تواند انسان نقد بكند.

بله مسلم است، امروز يك جريان صحيح و حقي در جامعه ما وجود دارد، جريانهاي باطلي هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق مي خواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكي نيست. آدمهايي هم در راس اين جريانات هستند. چه لزومي دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومي دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاي آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هيچ نيازي به غيبت كردن نيست كه آدم بگويد حالا ما براي اصلاح مثلا غيبت مي كنيم.

بنابراين به نظر من همين ادله اي كه در باب غيبت خوانديم، اين تمام المراد را به ما نشان مي دهد؛ يعني واقعاً هماني كه بايد بفهميم از شرع مقدس همين را انسان مي فهمد و تشخيص مي دهد. بايد بر طبق همين هم عمل كرد.}

3- خدايا در اين ايام سعيد ماههاي مباركي كه در پيش است ياريمان بده گوش و چشم و زبانمان را حفظ كنيم و براي دنياي ديگران جهنمي نشويم. اين گونه نمي توان حماسه ساخت. حماسه ساز پيش از هرچيز بايد خودش را ساخته باشد.




ابهت دست راست

به دوستان توصيه مي كنم لذت خواندن اين حواشي را از دست ندهند: (اينجا)

{ بعد از صحبت‌های آقا بچه‌ها هجوم بردند سوی آقا برای دست بوسی.. محافظ‌ها هرچه اصرار کردند که راه بازکنند افاقه نکرد. خالقی کارگردان پایان فراموشی دست آقا را بوسید و آمد کنار. من عقب بودم. چندبار تلاش کردم نشد. محافظ‌ها کارشان را خب بلد بودند. کیاسری کارگردان مشدی اسماعیل هم دست آقا را بوسید و با چشمان پر اشک از حلقه دور آقا بیرون آمد. هر کس خدمت آقا می‌رسید جلیلی توضیحی کوتاه درباره‌اش می‌گفت. حاج آقای حجتی‌نیا امام جمعه دَرود نیشابور دست آقا را بوسید و گفت خیلی آرزوی زیارتتان را داشتم. و جلیلی از پاپیش گذاشتن وی باری اکران فیلم‌های عمار گفتند. و آقا هم خندیدند و مطلبی گفتند که من متوجه نشدم. فکر کنم گفتند من دَرود رفته‌ام. سیدمحمد محمدی سرشت کارگردان ما بی‌شماریم گفت، آقا من ۲۲ بهمن داماد شده‌ام. یک چفیه به من بدهید آقا فرستادند برایش چفیه آوردند. آقا لبخندی بدین مضمون گفتند «شما تازه دامادی، کاش چفیه قشنگ‌تری داشتیم بهتان می‌دادیم.»

لبخند آرامش آقا نمی‌گذاشت آرام باشم. دوباره تلاش کردم. الحمدلله به آقا رسیدم. دست چپ آقا را یکی دوبار بوسیدم. خواستم دست راست را هم ببوسم ابهتش مرا گرفت ته دلم لرزید. ترسیدم دستشان درد داشته باشد و آزارشان دهم. جلیلی گفت فلانی بیشترین مستند را در دوران فتنه ساخته است. آقا لبخند زدند. به من لبخند زدند. به من، به من.

... دکتر عباسی که گویا چندبار تلاش کرده بود خود را به آقا برساند و محافظ‌ها مانع شده بودند به آقا گفت ما تا دست شما را نبوسیم زیارت خود را کامل نمی‌دانیم. آقا خندیدند. محافظ‌ها راه باز کردند تا دکتر عباسی جلو برود، دکتر فیاض هم از طرف دیگر خود را به آقا رساند و تمام قد خم شد و دست آقا را بوسید. دیدم ابوالقاسم طالبی قندانی در دست دارد و می‌گوید تبرّکی است هرکی می‌خواهد بردارد. یکی برداشتم و خوردم دوسه تا دیگر هم برداشتم و گذاشتم توی جیبم.}

حال اين حقير پس از خواندن مطلب فوق:

خوشا وقت شوریدگان غمش
اگر زخم بینند و گر مرهمش

گدایانی از پادشاهی نفور
به امیدش اندر گدایی صبور

دمادم شراب الم در کشند
وگر تلخ بینند دم در کشند

بلای خمارست در عیش مل
سلحدار خارست با شاه گل

نه تلخ است صبری که بر یاد اوست
که تلخی شکر باشد از دست دوست

ملامت کشانند مستان یار
سبک تر برد اشتر مست بار

اسیرش نخواهد رهایی زبند
شکارش نجوید خلاص از کمند

سلاطین عزلت، گدایان حی
منازل شناسان گم کرده پی

به سر وقتشان خلق کی ره برند
که چون آب حیوان به ظلمت درند؟

چو بیت‌المقدس درون پر قباب
رها کرده دیوار بیرون خراب

چو پروانه آتش به خود در زنند
نه چون کرم پیله به خود برتنند

دلارام در بر، دلارام جوی
لب از تشنگی خشک، برطرف جوی

نگویم که بر آب قادر نیند
که بر شاطی نیل مستسقیند

هرچه از دوست رسد نیکوست

دوست عزیزی برای مطلب قبلی بنده زحمت کشیده اند و نظری داده اند:

{خطاب این جملات رهبری دقیقا روسای ققوای مقننه و قضاییه بودند مدیونید اگر فکر کنید ذره ای از این چند خط خطابه ای که کپی پیست فرمودید اشاره به رئیس فخیمه و محترم قوه زحمتکش و پرتلاش مجریه بود!! ابدا!!

.
حاشا و کلا به این نگاه و حاشا و کلا به دیدن دو جمله ای که شامل روسای سه قوه بود که شما محدود به دو قوه اش کردید و ندیدن جملاتی که شامل حال یک قوه بود و نه دو قوه دیگر و البته به سادگی گذشتن از کنار آن!!!
.
بعضی وقتها ما نمی بینیم یا نمی خواهیم ببینیم؟!!}


گفتم مدیون ایشان نباشیم قسمت های مورد نظر ایشان را هم در اینجا نقل کنیم که گمان می فرمایند فقط شامل حال یک قوه بوده است:

{قضيه‌اى در مجلس پيش آمد؛ قضيه‌ى بدى بود، قضيه‌ى نامناسبى بود؛ هم ملت را ناراحت كرد، هم نخبگان را ناراحت كرد. بنده‌ى حقير هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل اين قضايا احساس تأثر ميكنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر ميكند. خب، رئيس يك قوه به استناد يك اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌اى در دادگاه، دو قوه‌ى ديگر را متهم كرد؛ اين كار بدى بود، اين كار نامناسبى بود؛ اينجور كارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضييع حقوق اساسى مردم است. يكى از حقوق اساسى مهم مردم اين است كه در آرامش روانی و در امنیت روانی زندگى كنند؛ در كشور امنیت اخلاقی برقرار باشد. اگر يك فردى متهم به فساد است، نميشود به خاطر او انسان ديگران را متهم كند؛ حتّى اگر ثابت هم ميشد، چه برسد به اينكه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاكمه‌اى نشده. به استناد متهم كردن يك نفر، انسان بيايد ديگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائيه را متهم كند؛ اين كار درست نيست، اين كار غلط است. بنده فعلاً نصيحت ميكنم. اين كار، كار شايسته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نيست. آن طرف قضيه هم، اصل اين استيضاحى كه در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استيضاح بايد يك فايده‌اى داشته باشد. چند ماه به پايان كار دولت، استيضاح يك وزير، آن هم باز با يك علت و دليلى كه مربوط به خود آن وزير نيست، چه معنى دارد؟ چرا؟ اين هم غلط بود. اين هم كه شنيدم در داخل مجلس كسانى حرفهاى نامناسبى بر زبان آوردند، اين هم غلط است. همه‌ى اين قضايا، قضاياى نامتناسبى است با نظام جمهورى اسلامى؛ نه آن متهم كردن، نه آن برخورد كردن، نه آن استيضاح. دفاعى هم كه رئيس محترم قوه از خودش كرد، آن هم يك قدرى زياده‌روى بود؛ لزومى نداشت.} (منبع)

معتقدم مجموعه بیانات حضرت آقا را باید کامل و به صورت یک مجموعه دید. برای عاقبت بخیری آقا محمود هم دعا می کنم.

خب، كو؟ در عمل چه كار شد؟

در خبر ها آمده بود:

روسای محترم قوای مقننه و قضائیه بلافاصله در اقتفای بیانات رهبر عظیم الشأن انقلاب، نامه هایی سرگشاده را خطاب به ایشان منتشر و اعلام همراهی و تبعیت محض خود را همچون گذشته از منویات معظم له اعلام داشته اند. (منبع)

و البته تیتر مطلب هم این بود: همه منتظر احمدی نژاد

اما آیا کسی هست که ندای رهبر عزیزمان را شنیده باشد که فرمودند:

چند سال قبل از اين، بنده درباره‌ى فساد اقتصادی، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه كنيد. به زبان گفتن كه مطلب تمام نميشود؛ عملاً با فساد مبارزه كنيد. هى بگوئيم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، كو؟ در عمل چه كار شد؟ چه كار كرديد؟ اينهاست كه انسان را متأثر ميكند.(منبع)

ای غصه هایت قاتلم هر شب دعایت می کنم
داغت نبینم جان من جان را فدایت می کنم
باید بلرزد قلبشان وقتی شنیدند این سران
گفتی که من "فعلا" فقط دارم "نصیحت" می کنم


استقلال قوا

علی لاریجانی با یادآوری تأخیر دولت در ارائه لایحه بودجه سال ۹۲ کل کشور، گفت:

"به طور حتم تأخیر و تعلل دولت در تقدیم این لایحه، برای کشور مشکلات و تبعات منفی بسیاری به‌دنبال دارد. نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی،‌ با بیان اینکه براساس آیین‌نامه داخلی مجلس دولت باید حداکثر تا پانزدهم آذرماه لایحه بودجه سال آینده را به مجلس ارائه می کرد، افزود:‌ هم‌اکنون حدود سه ماه از مهلت قانونی این کار می‌گذرد."

(منبع)



برائت

اوايل امسال پاي يكي از مطالب وبلاگ نوشتم:

"و این حاج حسین از آن آدمهایی است که هرچقدر هم انتقاد بهش داشته باشم نمی توانم دوستش نداشته باشم." (اينجا)

اما اين روزها،
با شمشيري كه جنابشان
از رو بسته اند
عليه مردي از جنس مردم
كار از انتقاد داشتن گذشته است

و مي گويم:
"و این حاج حسین از آن آدمهایی است که هرچقدر هم زور بزنم نمی توانم دوستش داشته باشم. خدايا من از امثال ايشان برائت مي جويم. اني بريء منهم"

كمال تشكر

به گزارش جهان، آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی گفت:‌

"آنچه که در روز یکشنبه در مجلس رخ داد، به کام ملت بسیار تلخ بود و اینجانب با این‌که نسبت‌های رئیس‌جمهور در مورد قضات محترم قوه قضاییه و نمایندگان محترم مجلس و روسای قوا را کذب و افترا و برخلاف تمام موازین شرعی و قانونی و جرم می‌دانم، فعلا به خاطر مصالح نظام و تبعیت از اوامر مقام معظم رهبری (دامت برکاته) سکوت می‌کنم و در فرصتی دیگر به تفصیل درباب آن سخن خواهم گفت و ماهیت جریان انحرافی و فتنه و فساد اقتصادی و عقیدتی و عملی آنان را فاش خواهم کرد."(منبع)


بنده به نوبه خود از اين سكوت ايشان كمال تشكر را دارم. مخصوصا كه سكوتشان به خاطر مصالح نظام و تبعیت از اوامر مقام معظم رهبری (دامت برکاته) بوده است.
كاش رئيس جمهور محترم هم روز يكشنبه در مجلس با الگو گرفتن از ايشان سكوت مي كردند و به ديگران نسبتهاي كذب و افترا كه خلاف موازين شرعي و قانوني و جرم هستند نمي دادند و براي فاش كردن فساد اقتصادي و غيره ديگران تقلا نمي كردند.

أین مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان
أین حاصد فروع الغی و الشقاق
أین طامس اثار الزیع و الاهواء
أین قاطع حبائل الکذب والافتراء


امامي كه نشناختيم

دو نكته در مورد صحبتهاي جناب منتجب نيا (+) مي خواستم بگم كه چون دوميش جالبتره اول ميگم [چشمک] :

2- از شما كه يار غار و اينجور چيزا بودين بعيده وصيت نامه امام رو فرصت نكرده باشين بخونين. اون آخر آخرش مي فرمايند:

"من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه‌ی سالوسی و اسلام‌نمایی بعضی افراد، ذكری از آنان كرده و تمجیدی نموده‌ام كه بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده‌ام. آن تمجیدها در حالی بود كه خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء‌ استفاده شود؛ و میزان در هر كس حال فعلی او است."

1- الحمد لله قبول دارين كه امام (رحمت الله عليه) فرمان 8 ماده‌ای را خطاب به رفقاتون و به خاطر چه رفتارهايي كه داشته اند صادر فرمودند.


-----------------------------

پي نوشت:

سایت جماران نوشت:

رسول منتجب نيا با اشاره به دلایل صدور فرمان 8 ماده‌ای گفت: یکی از عوامل صدور این فرمان تاریخی همین تندروی‌ها بود؛ زیرا در آن زمان مواردی پیش می‌آمد که نیروهای نظامی و امنیتی وارد منازل افراد می‌شدند و تحت عنوان تعقیب گروهک‌های مخالف نظام، بدون مجوز با افراد برخورد کرده و اقدام به بازداشت می‌کردند. مسئله دیگری که در صدور این فرمان موثر بود، تجسس نسبت به عیوب و اشکال افراد، شنود مکالمات تلفنی و نمونه‌هایی از این قبیل بود که بدون مجوز قانونی انجام می‌شد و حضرت امام نسبت به آنها خیلی نگران بودند و شدیدا با آنها برخورد می‌کردند.

منتجب‌نیا با بیان این‌که امام هنگام احساس وظیفه برای برخورد قاطع با رفتارهای غیرقانونی، در 24 آذر 1361 فرمان 8 ماده‌ای را صادر کردند، به موضوعات هر بند این فرمان اشاره و اظهار داشت: در یکی از بندهای این فرمان( بند دوم) امام جمله مهمی دارند که می‌گویند: میزان حال فعلی افراد است. این جمله مربوط به کسانی بود که در رژیم سابق لغزش‌هایی داشتند و امام با بیان این جمله می‌خواستند بگویند که خطاهای آن‌ها قابل چشم پوشی است، نه این‌که برخی افراد این جمله را خطاب به کسانی به کار برند که سابقه درخشانی در نظام داشته‌اند و از یاران انقلاب و دوستداران نظام محسوب می‌شوند و با اتکا به همین جمله یا بروز یک خطای کوچک از چهره‌های درخشان و باسابقه، آنها را حذف کنند.



كو به تاييد نظر حل معما مي كرد




مطالب مرتبط: 

وعاظ هيجاني!


پي نوشت:

با تشكر از دوست عزيزي كه كامنت گذاشته اند و نظر استاد طاهرزاده را در همين زمينه يادآوري نموده اند:

س: سلام آرزوی برکت وقت برای استاد عزیز جهت وقت گذاشتن و جواب به پرسشها. انشاالله مشمول نظر خاص امام زمان علیه السلام قرار گیرید. استاد عزیز نظر شما در مورد واکنش حجت الاسلام جعفریان و حرفهای مختلفی که در موضوعات ذیل زده اند چیست؟ 1 واکنش به صحبتهای حجت الاسلام پناهیان در مورد قواعد ظهور و نزدیکی ظهور(نظر خود شما در مورد صحبتهای ٱقای پناهیان در بیت رهبری چیست؟) 2 این بحث مورد اشاره آقای جعفریان که : (در این دولت تفکر عمیق، برنامه ریزی و خرد گرایی دینی جایی ندارد، و سیاست گذاریهایش بر اساس مداح ها و مدیران هیاتی انجام میشود)

 

     ج: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده نظرات جناب آقای پناهیان را رویهم‌رفته عالمانه می‌دانم هرچند سال گذشته نباید موضوع تبعیت از رهبری را با حضور آقای احمدی‌نژاد طوری مطرح می‌کردند که شائبه‌ی طعنه به رئیس جمهور در اذهان تقویت شود ولی وقتی از ایشان پرسیده بودند ایشان فرموده بودند بنده چنین قصدی نداشتم. بهتر بود آقای جعفریان به آن نکته ای که به آقای پناهیان اشکال دارند اشاره بفرمایند و دلایل اشکال خود را بفرمایند تا با جوابی که اقای پناهیان می دهند حقانیت سخن هر کدام روشن شود. این خیلی عجبب است که اقای جعفریان شخصیت علمی اقای پناهیان را زیر سوال ببرند. آقای جعفریان از همان ابتدا یعنی در دولت نهم نظر مثبتی به دولت آقای احمدی‌نژاد نداشتند و موضوعات را طور دیگری می‌بینند که فکر نمی‌کنم در اظهار نظر انصاف را رعایت کنند. موفق باشید


يا قمر بني هاشم

تو آن راز رشيدي
که روزي فرات
بر لبت آورد
و ساعتي بعد
در باران متواتر پولاد
بريده بريده
افشا شدي
و باد
تو را با مشام خيمه‌گاه
در ميان نهاد
و انتظار در بهت کودکانه‌ي حرم
طولاني شد

تو آن راز رشيدي
که روزي فرات
بر لبت آورد
و کنار درک تو
کوه از کمر شکست

اهلي

اين سريال "روياي گنجشكها" حسابي اهلي مان كرده بود.


صرفا جهت اطلاع

مدامم مست مي دارد نسيم جعد گيسويت

تقديم به ساحت مقدس پيامبر اعظم

كه صلوات خدا و ملائكه بر ايشان و خاندان پاكش باد.


چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست

مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست

در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست

غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست

مطیع امر توام گر دلم بخواهی سوخت
اسیر حکم توام گر تنم بخواهی خست

نماز شام قیامت به هوش بازآید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست

نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست

اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست

برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
که اختیار من از دست رفت و تیر از شست

حذر کنید ز باران دیده سعدی
که قطره سیل شود چون به یک دگر پیوست

خوشست نام تو بردن ولی دریغ بود
در این سخن که بخواهند برد دست به دست

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ

آن روز فرا می رسد

مهدی جان
آيا آن روز در می رسد كه ما را ببينى‏ كه تو را احاطه كنيم،
و تو جامعه جهانى را پيشوا می شوى
درحالی كه زمين را از عدالت انباشتى،
و دشمنانت را خوارى و كيفر چشانده‏ اى،
و متكبّران و منكران حق را نابود كرده‏ اى
و ريشه سركشان را قطع نموده‏ اى،
و بيخ و بن ستمكاران را بركنده‏ اى...

تفاوت در چيست؟

يك سوال:

{به گزارش «تابناک»،در میان همه کشور های مدال آور مدالهای دو کشور دوست ، همزبان و برادر افغانستان و تاجیکستان که از لحاظ فرهنگی و بسیاری جهات دیگر با ما وجه اشتراک دارند لذتی دیگر داشت .(اينجا)} 

به نظر شما واقعا چرا رسانه هاي ما از تك مدال برنز خانم بوكسور تاجيكستاني و تك مدال برنز تكواندوكار افغاني به وجد مي آيند و از كنار ده مدال رنگارنگ ورزشكاران آذربايجاني مي گذرند؟(اينجا)

تفاوت در چيست؟

الف_ در دوست بودن؟

ب- در هم زبان بودن؟

ج- در برادر بودن؟

د- از لحاظ فرهنگی و بسیاری جهات دیگر با ما وجه اشتراک داشتن؟


بصيرت مادون قرمز!

مطلبي مي خواندم تحت عنوان "چرا خطر انحرافيون بيش از اصلاح طلبان است؟"(اينجا) كه گويا نويسنده محترم (محترمه) آن از خودعمارپندارها باشند.

كامنتهايي برايشان نوشتم و پاسخهايي دادند كه جهت برقراري نشاط دوستان اينجا مي گذارم:

بنده: سلام
ايول به اين همه بصيرت
همون چيزي رو كه آقا در باره ش مي فرمايند مساله فرعي، شما خطري بالاتر از اصلاح طلبان مي بينيدش.
بازم ايول به اين بصيرت مادون قرمزتون!

ايشان: حضرت امام خامنه ای دو سال پیش این موضوع را مطرح کردند نه الان که نزدیک انتخابات است.

بنده: سلام مجدد
يعني الان آقا چيزي خلاف فرمايش دو سال پيششان فرموده اند كه شما بهش استناد بفرماييد؟
بازم ايول به اين بصيرت مادون قرمزتون!

ايشان: خواستم بنویسم شما چقدر باهوش هستید بعد گفتم... :)

بنده: سلام
من هم خواستم بگم الان نزدیک انتخابات نيست بعد گفتم ... :)


---------------

پي نوشت: به شخصه اصلاح طلبي را هم نه خطر بلكه فرصتي براي انقلاب و كشور مي دانم.


ميرحسين زياده خواه نبود!+مطلب تكميلي

اخيرا بزرگواري در گفت وگو با روزنامه اعتماد(!) به موضوع تغيير وزير اطلاعات در سال گذشته پرداخته اند و اتهاماتي را متوجه رئيس جمهور و اطرافيانشان كرده اند. سايت اصولگراي بزرگواري هم به انعكاس اين گفت و گو با تيتر " پشت‌پرده تلاش برای تغییر مصلحی" پرداخته است.(+)

شايد برايمان جاي تعجب داشته باشد كساني كه داعيه دفاع از ولايت را دارند چطور به صريح فرمايش رهبر عزيزمان در اين مورد به همين سادگي بي توجه اند:

{

 شما ببينيد در همين پنج شش روز گذشته سر يك قضيه‌اى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانه‌اند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشسته‌اند كه يك بهانه‌اى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مى‌بينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اينها براى كشور خيلى باارزش است. بنده‌ى حقير هم طبق اصول بنا ندارم در كارها و تصميمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئوليتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر كس مسئوليتى دارد؛ مگر آنجائى كه احساس كنم يك مصلحتى دارد تفويت ميشود؛ مثل اينكه در همين قضيه‌ى اخير اينجورى بود؛ انسان احساس ميكند يك مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار ميگيرد، تفويت ميشود؛ خب، انسان وارد ميشود كه جلوى اين تفويت مصلحت را بگيرد. اين، مسئله‌ى مهمى نيست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفين، دشمنان بيرونى، تريبون‌دارهاى بين‌المللى، بوقهاى تبليغاتى، از همين مسئله استفاده ميكنند براى اينكه فضاى تبليغاتى را شلوغ كنند.

 عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟

}

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12163


اما وقتي در همين مصاحبه جناب اصولگرا با روزنامه اعتماد(!) به سخناني اين چنين بر مي خوريم:

{

آقای میرحسین موسوی تشابهی با این سه نفر ندارد چون او از همان ابتدا که در راس قوه مجریه قرار گرفت تا آخر اساسا زیاده‌خواه نبود. در دوران نخست‌وزیری آقای موسوی، در کنار خدماتی که ایشان در دوره جنگ داشت، یک تصلب و دگماتیزمی وجود داشت که ایشان می‌گفت همه‌چیز باید دولتی باشد. اما نشانی از زیاده‌خواهی برای باقی ماندن در قدرت، در آقای میرحسین موسوی نمی‌توانیم پیدا کنیم.

}

خيلي از مسائل روشن مي شود.


مطلب تكميلي:

1- برخوردهاي چند روز اخير با وبلاگهاي حامي رئيس جمهور خدمتگزار را شديدا محكوم مي كنيم.

اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين. خدايا اين خاله خرسه ها را اگر قابل اصلاحند اصلاح بفرما. اگر نيستند قابل اصلاح بفرما. اگر باز هم نيستند خودت كن فيكونشان بفرما.


2- امروز ديدم تيتر اول يكي از سايتهاي منتقد دولت به گفت و گويي تازه با همان اصولگراي بزرگوار اختصاص يافته است (اينجا). براي بزرگواراني مانند ايشان بخشي از فرمايش رهبر عزيزمان را كه همين دو روز پيش ايراد فرمودند عينا نقل مي كنم:

{

يك مسئله هم مسئله‌ى وحدت و همبستگى است. در كشور ما خوشبختانه ملت متحدند؛ اين خيلى دستاورد مهمى است؛ از اين بايد صيانت كرد؛ نگذاريم از بين برود. اين اختلافاتى كه گاهى بين مسئولين بروز ميكند - كه به سطح رسانه‌ها هم كشيده ميشود؛ بيخود، بى‌مورد، بى‌فايده - به اتحاد ملى ضربه ميزند. يك عده ميشوند طرفدار اين، يك عده هم ميشوند طرفدار آن؛ مخالفت كردن، متهم كردن يكديگر؛ يك عده‌اى قوه‌ى مجريه را متهم كنند، يك عده‌اى از آن طرف قوه‌ى مقننه را متهم كنند، يك عده‌اى قوه‌ى قضائيه را متهم كنند، تقصيرها را گردن هم بيندازند؛ اين جزو كارهاى بسيار مضر است و دوستان محترم ما، مسئولان عزيز كشور بدانند كه اين در بين مردم هم هيچگونه آبرو و وجهه‌اى ايجاد نميكند كه ما مشكلات را هى به گردن اين و آن بيندازيم. نه، يك مشكلاتى وجود دارد؛ بايد حل كرد و ميتوانيم هم حل كنيم؛ ما از حل مشكلاتمان ناتوان نيستيم. همان طور كه عرض كردم، اينها واقعيتهاى كشور است كه دارد به ما نشان ميدهد.

} منبع: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20534

واي برما

انا لله و انا اليه راجعون

در عجبم اتفاقاتي مانند آنچه در فيلم اين لينك هست در اين دنيا به وقوع مي پيوندد و ما سر در آخور خور و خواب خويشيم.

لينك فيلم: (زنده زنده سوزانده شدن مسلمانان در برمه)


و واي بر ما كه تيتر يك روزنامه ها و سايتهايمان مجادلات بي سر و ته سياسي و اخبار نقل و انتقالات نجومي باشگاههاي فوتبال و ... است.

-------------

اللهم ان لم تكن غفرت لنا في ما مضي من شعبان فاغفر لنا في ما بقي منه

----

پي نوشت: عنوان مطلب تصحيح شد و عكسي كه گذاشته بودم هم برداشتم. با تشكر از امير رضاي عزيز

خوشا بهارستان و وضع بی مثالش!

رسائی گفت: آئین نامه داخلی مجلس به نمایندگان اجازه می دهد هر سال در تابستان یک ماه به تعطیلات تابستانه بروند و صریحا ذکر شده است که مجلس یکماه تعطیل می شود

...این در حالی است که ماده(۸۵) آئین نامه داخلی مجلس می گوید ما علاوه بر این یک ماه مرخصی سالانه هم داریم بنابراین ماده(۸۴) ترویج نوعی راحت طلبی است و هر ساله باعث می شود انتقادات زیادی متوجه مجلس شود.

علی مطهری گفت: انتقاداتی که آقای رسائی مطرح کرد و گفت تعطیلات تابستانه مورد انتقاد رسانه ها قرار گرفته است باید بگویم من غیر از خود ایشان و هفته نامه ۹ دی که رسانه ایشان است ندیده ام کس دیگری به تعطیلات تابستانه مجلس انتقاد کرده باشد. اگر تعطیلات تابستانه نباشد، خانواده نمایندگان چه زمانی به مسافرت بروند.

-------------

1- منبع خبر (+)

2-به قول مرحوم گل آقا؛ تک مضراب: ترا خواب نیمروز به ...

ضربه به جایگاه کشور!

یک سوال:

کسی می داند چرا این روزها کسی از نیروی انتظامی بابت برخورد با بدحجابی در نمایشگاه آگروفود (!) تشکر نمی کند؟ یا حداقل سخنی در مذمت کسانی که این عمل را نادرست و برای فضای کسب و کار کشور زیان آور می دانند، نمی گوید؟

شاید بستگی دارد که یک حرف خاص را چه کسی زده باشد.

کلیدواژه ها: بدحجابی - بازارکار - اسدالله عسگراولادی

عسگراولادی به رفتارهایی چون بستن غرفه‌ها در نمایشگاه آگروفود توسط نیروی انتظامی اشاره کرد و این رفتارها را برای فضای کسب و کار کشور نادرست و زیان‌آور خواند که به جایگاه کشور ضربه می زند.

منبع: (+)

oyanış

Qardaşlar və bacılar!
Azərbaycan müsəlman tələbələr!

Qədəm qoyduğumuz torpaq, ortaq tariximiz boyu comərdlik, şəhidlik, müqavimət və qələbələr səhnəsi olmuşdur. Milli və islami mentalitetimizin əsas sərmayəsi olaraq övladlarımızın gələcək qələbəsinə qaynayıb qarışmış və xoşbəxtliyə yol açan yeganə dəyərdir.
İxtiyarımızda olan bu əmanət imperializmin tapdağı altına düşməməlidir. Çünki əmanətin şərti onu qorumaqdakı sədaqətdədir.
Comərdlik və şəhadət yurdu sayılan bu müqəddəs torpaq bu gün qeyri-mədəni müsabiqələr çərçivəsində kapitalizm əsgərlərinin paradının şahididir. İslam diyarının bu guşəsində dəyərlər ayaqlanır və bayağı tədbirlər keçirilir. Biz müsəlman və məsul tələbələrin vəzifəsi mentalitetimizi içəridən hədəfə alan hərəkətlərin qarşısını almaqdır. Möhkəm dayanaq və dünyaya xüsusilə də kapitalizm sisteminə başa salaq ki, ata-babalarımızın yaşadığı İslam torpağı nəhayət sərhədlərdə hakimiyyəti pozan anti-dəyərlər quruluşunun qəbiristanlığına çevriləcək.
Kapitalizmin fəsadlarından əziyyət çəkən ölkələrin puç rəqabətini təşkil etmək İslam diyarının bu guşəsinə mentalitet böhranı köçürməkdən başqa bir şey deyil. Zira biabırçı şoular vasitəsilə imperialist quruluşun çirkin məqsədlərini reallaşdırmaq xalqın həm də milli keyfiyyətlərini zərbə altında qoyur.
Özü dağılmaq astanasında olan Avropadan idxal olunan müsabiqə qəhrəman Azərbaycana hansı müsbət ərməğanlar gətirə bilər? Heç şübhəsiz belə cılız hərəkətlər hətta gözəl ana dilini də xalqın əlindən alır, milli dəyərlər bütövlükdə deqradasiyaya məruz qalır.
Belə bir durumda İslam diyarının öz dəyərləri var və bunların hərəsi böyük bir müsabiqə rolunu oynayır. Kapitalist və dəyərlərə zidd olan sistem qeyrətli gənclərlə yarışda mütləq uduzan tərəf olacaqdır. Çünki şəhadəti olan bir xalq heç vaxt yenilməz. Düşmənlər bunu nəzərə alaraq, xalqı diz çökdürmək üçün onun dəyərlərini əlindən alıb ögey və qaranlıq bir mədəniyyəti ona sırımaq istəyirlər.
Avroviziyanın Azərbaycana xeyri nə oldu? Bunun cavabı hamıya qaranlıqdır. Lakin bir şey aydındır ki, belə tədbirlərin təşkilatçıları bayağı Qərb mədəniyyətini geniş yaymaqla Azərbaycan xalqını öz milli-islami mentalitetindən, şəhadət-sevərlik ruhiyyəsindən, comərdlik və dəyərlər sistemindən məhrum etmək istəyirlər, onlar həmçinin bu tendensiyanı qonşu ölkələrə də yaymaq fikrindədirlər.
Biz mömin gənclər imperializmin "mədəni müsabiqə" kimi fəndləri qarşısında müqavimət göstərməli və dəyərsiz hərəkətlərin banilərinə göstərməliyik ki, bu torpaqda yalnız əsl müsəlman dəyəri hakim ola bilər. Burada başqa dəyərlərə yer yoxdur.
Bu diyarın müsəlman gənclərinin anti-dəyər sistemdə sehr olunmuş könüllərin oyanmasının şahidi olması ümidi ilə.
İnşallah

---------------------------------

ترجمه اش را می توانید اینجا (+) بخوانید.