پنجشنبه 8 بهمن1388
رسانهای به نام «تیراختور»
به هیچ روی قصد ندارم درباب فوتبال و نسبت آن با دیگر شئون زندگانی مردمان این روزگار یا مناسبات حاکم بر فوتبال در این دیار بنویسم.
برای علاقهمندان، شاید خواندن این مطلب از دکتر داوری یا بخشی از نفحات نفت رضا امیرخانی (فوتبال نفتي!) خالی از لطف نباشد.
قصد پرداختن به بحث نظرسنجی پیامکی برنامۀ نود و مشابهسازیهای لوسی که این روزها با ماجراهای پس از انتخابات میشود را هم ندارم.
چرا که موضوع را اگر صرفاً از دیدگاه فوتبالی بنگریم راه به جایی نخواهیم برد.
موضوع زمانی پیچیدهتر خواهد شد که به این واقعیت توجه کنیم که تیمی حائز بیشترین آمار پیامک هواداران شده که هم مربی و هم کاپیتانش از خطۀ آذربایجان هستند. و قریب صدهزار تماشاگر در ورزشگاه یادگار امام(!) تبریز به این نتیجه معترض بودند.
بیشک بخشی از شور و اشتیاق این تماشاگرها ناشی از راهیابی تیمشان، پس از چندین سال ناکامی، به لیگ برتر است. اما این همۀ ماجرا نیست.
و گفتم که اگر موضوع را صرفاً از دیدگاه فوتبالیاش ببینیم راه به جایی نخواهیم برد.

در اینجا از تعبیر راهگشای «وحید جلیلی» که درباب تحلیل وقایع پس از انتخابات بکاربردند سود میجوییم: عدم وجود عدالت رسانهای در کشور.
بی عدالتی که به تصریح جناب جلیلی به طور اخص با تمرکز غیرضروری امکانات رسانهای روی موضوعی همچون فوتبال و غفلت از نیازهای واقعی مردمان نمود مییابد.
بیعدالتی رسانهای که فیالمثل سبب شدهاست مطالبۀ سادۀ حق تحصیل به زبان مادری –که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده- یا به گوش هموطنان غیرترکزبانمان نرسد و یا آن را معادل پانترکیسم و تجزیهطلبی قلمداد کنند.
به منظور نزدیکتر ساختن این معنا به ذهن دوستان فارسیزبان مثالی میزنم. و البته گفتهاند در مثل مناقشه نیست. فرض کنید همچنان که در روزگاران نه چندان دور، دانشمندان و حکما، کتب علمی و حِکمی را به زبان عربی مینگاشتند، امروز نیز زبان رسمی کشور زبانی غیر از فارسی میبود. آیا اینکه کودکانی که در خانوادههای فارسیزبان به دنیا میآیند حق داشتهباشند در کنار آموزش زبان رسمی کشور، خواندن و نوشتن به زبان مادری خود را نیز بیاموزند، مسألهای تجزیهطلبانه یا مثلاً پانفارسیستی خواهدبود؟
سخن در این باب بسیار است و طبعاً سخن بسیار، باب طبع ذائقۀ «فست فودی» خوانندگان وبلاگها نخواهدبود.
علاقهمندان میتوانند سخن مرحوم جلال آل احمد را در این باب از اینجا بخوانند.
و سخن آخر اینکه امروزه نه با یک تیم فوتبال به نام تراکتورسازی بلکه با رسانهای به نام «تیراختور» مواجهیم. و به قول مارشال مک لوهان، رسانه همان پیام است.

